X
تبلیغات
نماشا
رایتل

پرواز تا خورشید
جایی برای شنیدن و گفتن تا کتمان دلیل حسرتمان نگردد 
قالب وبلاگ

درک ذره ای از درد علی ، درد بزرگیست. چه دردی کشید علی...  

 

سلام 

ترجیح میدم از  زبان قاصرم  توقعی خارج از توانش نداشته باشم . 

 

شعری از مهتاب عزیز: 

 

هنـــوز نشستی منتظـــر شاید که از را(ه) برسـه
شــاید که دســـت کوچیکت به دســـت آقا برسـه 


شاید هنـــوز فکــر می‌کنی بازم میاد با دســـت پر
دست می‌کشه روی سرت بهت می‌گه غصه نخور 


فکر می‌کنی که امشبم حس می‌کنی بابا داری
دوباره یادت میــــــاره ،  خــــدا  رو اون  بالا داری 


دوباره مهــــربونیاش،اشکـــو می‌گیره از چشات
یادت میره که چند ساله، پیش خــــدا رفته بابات
 

امشبو منتظر نباش، امشـب پاهاش جــــون نداره
ولی دلش پیش توئه ، که سفـــــره تون نون نداره
 

چه جــوری طاقت میاری این همـــه غصه و غمو؟
بگــــم خـــــدا چکار کنــه دستای ابن ملجمـــو….
 

فــزت و رب کعبـــه شـــو تمـــوم کوه‌ها شنیـــدن
از وقتــــی افتــاد رو زمیـــــن ، پرنده‌ها نپـــــریدن
 

رودخــــونه‌ها آب ندارن، آسمـــــونم تیــــره شده
اما علــی چند ساعتــه، به آسمـــون خیـره شده
 

پیش خداش داره میـــره ،آخر رسیـــد به آرزوش
شادی تموم شد رو زمیــــن پیراهن سیاه بپوش

[ یکشنبه 30 مرداد 1390 ] [ 10:18 ب.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (6) ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 41071