X
تبلیغات
دیجی چارتر
رایتل

پرواز تا خورشید
جایی برای شنیدن و گفتن تا کتمان دلیل حسرتمان نگردد 
قالب وبلاگ

دارم به حال زار خودم گریه می کنم

در مرگ گریه دار خودم گریه می کنم


با یاد روزهای شکوه امارتم

بر نعش اقتدار خودم گریه می کنم


رفتی و دودمان مرا داده ای به باد

در ماتم تبار خودم گریه می کنم


رفتی و یادگار تو جز بی کسی نبود

بی نوحه بر مزار خودم گریه می کنم


این شعله خانمان مرا دود می کند

بر روزهای تار خودم گریه می کنم


دیدم که زور من به زمستان نمی رسد

بر زردی بهار خودم گریه می کنم


وای از غمت که حرمت اشک مرا شکست

در سوگ اعتبار خودم گریه می کنم


می خواستم کنار تو لبخند باشم و ...

قسمت نشد ... کنار خودم گریه می کنم


***


حالا که افتخار ندادی به شعر من

رسما به افتخار خودم گریه می کنم

[ جمعه 24 اردیبهشت 1395 ] [ 03:47 ب.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (5) ]

در نامه ات نوشته که این زن پدر کش است

یعنی دلت به این که مرا می کشی خوش است؟


با سامری قدم زدی آخر برای چه؟

تاریخ را به هم زدی آخر برای چه؟


از کربلا گذشتی و از روم رد شدی

قلب مرا شکستی و از روم رد شدی


بین ملافه ها کفنم را شناختم

با جفت یک خراب شدم ...  مارس باختم


حالا بیا سپاه مرا تار و مار کن 

پای جنازه ام بنشین افتخار کن


شلیک کن ! گلوله که از دار بهتر است

مرگ از شکنجه تا دم اقرار بهتر است 


شلیک کن درنگ نکن ماشه را بکش

تصویر مرگ قرمز این لاشه را بکش


شلیک نه ! فشنگ گران است سم بده

نه! نه! بگو بمیر و به جانت قسم بده 


کارم تمام می شود و جنگ هم تمام 

این هم پلان آخر این فیلم ... والسلام

[ سه‌شنبه 14 اردیبهشت 1395 ] [ 07:25 ق.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (2) ]

بی خیالی و عاقبت یک روز
روی عشقم قمار خواهی کرد
عشق - بازی به آخرش که رسید
نفرتم را چه کار خواهی کرد؟

هیبتم را به باد دادی رفت
باغرورم چه کار ها کردی
له شدم گم شدم خراب شدم
دست آخر مرا رها کردی

حرف دارم ولی به برکت بغض
نامه هایم سفید می مانند
بعد پاییز و با زمستانت
شاخه ها ناامید می مانند

حرف دارم ولی به لطف غمت
لال لالم سکوت پشت سکوت
مهر بر لب نگاه خیره به مهر
قل اعوذ به ربنای قنوت

حرف دارم ولی... ندارم ... نه ...
حرف در تو اثر نخواهد کرد
کارد وقتی به استخوان برسد
دکترت را خبر نخواهد کرد

آخرین حرف آخرین تلفن
توی گوشی صدای جیغ تو بود
«قطع کن نه تو قطع کن» باشد
قطع کردم ... و تیغ ، تیغ تو بود

***

روی حرفت حساب وا کردم
فکر کردم به قول پابندی
خرت از پل گذشت وا دادی
از من و زندگیم دل کندی

***

ربنا اتنا کمی امّید
ربنا اتنا کمی خنده
من به فکر جواب ادعونی استجب ...
نه
جواب : شرمنده ...
[ جمعه 7 اسفند 1394 ] [ 01:01 ب.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (9) ]


محمد حسین نوری زاد ...
آخرین پستی که تو گروه تلگرام انجمن گذاشت ، هدیه ای ارزشمند بود به نام : «برای خداحافظی اومدم»
وامدارش موندم ...
این سوگواره رو به روح بلندش هدیه می کنم :


این نقطه بوق ، عاقبتش خط ممتد است
می خواهم اعتراف کنم : زندگی بد است

***

وقتی که صبر ، چاره ی حالم نمی شود
از دست روزگار ننالم؟ نمی شود ...

نفرین به روزگار و به این اتفاق هاش
آتش کشیده جان مرا با فراق هاش

خود را به بی خیالی و بی غیرتی زدم
هی شعله می زند به دلم تا بسوزدم

زورت به من رسیده ؟به این مرد پاپتی؟
ای شرم بر تو ! دست بکش ! چرخ لعنتی !

هی ضربه پشت ضربه مگر کوه آهنم؟
باید که زیر هجمه ی پتک تو بشکنم؟

باشد قبول می شکنم خاک می شوم
از صفحه ی زمین و زمان پاک می شوم

اما به درد تازه مرا مبتلا نکن
من راضی ام به مرگ خودم ... خون به پا نکن

***

وقتی سپاه کوفه سفیر مرا گرفت 
سرباز بی ستاره وزیر مرا گرفت

شاه جوان که پشت به ایمان خویش کرد
حمام فین امیرکبیر مرا گرفت

وقتی غزال ، طعمه ی مشتی شغال شد
آهوی آه ، دامن شیر مرا گرفت

با روزگار سخت یتیمی که ساختم
چرخ پلید ، دایه ی پیر مرا گرفت

آن ماندنی ترین که مرا داغ کرد و رفت ...
ته مانده ی امید حقیر مرا گرفت 

***

می رفت و خاک مرده به رویام می نشست
می رفت و بغض ، زیر قدم هاش می شکست

***

گفتی که مرد! گریه نکن ! آبروت رفت ...
من گریه ... دست هام به شکل قنوت ... رفت ...

[ سه‌شنبه 27 بهمن 1394 ] [ 01:00 ق.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (4) ]

من که شهریورم از مهر تو پاییزتر است

با تو که صورتت از ماه دل انگیزتر است

چه کنم؟ یا چه به پای تو بریزم؟ بانو!

که جهان من از انگور شما ریزتر است

[ یکشنبه 8 شهریور 1394 ] [ 06:26 ق.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (3) ]

برای دفعــــــه ی آخـــــر گناه خواهم کرد
دوباره زندگـی ام را تباه خـــــــــواهم کرد

دوباره سوژه ی حرف و حدیث خواهم شد
دوباره روز و شــــــبم را سیاه خواهم کرد

گذشـــته از من از این اشـــــتباه ها بکنم
ولی به میل خودم اشـــــتباه خواهم کرد

... و از دیار خـــــودم باز رانده خواهم شد
و زیر هجمه ی غم سر به چاه خواهم کرد ...

تمـــام هستی خود را به باد خــواهم داد
ولی خلاصه تو را سر به راه خــواهم کرد

«نوید دانایی هوشیار»

[ جمعه 9 مرداد 1394 ] [ 01:42 ب.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (7) ]




چانه ها را از ابتـــــدا بزنم ...
اهل این نیســتم که جا بزنم

وسط ماجــــــرا عقب بکشم
بعد بیهوده دســـت و پا بزنم

جای اقــــرار بر «کم آوردن»
هی به معشــوقه افترا بزنم

با خیال وصـــال خوش باشم
روی زخـــم دلـــــــم دوا بزنم

صبــح تا شب مدام گریه کنم
اســـــم معشوق را صدا بزنم

پشت هم شعر تازه جور کنم
هی شبیخون به قصه‌ها بزنم

از غم عشق نوحه سر بدهم
یک ســــری هم به کربلا بزنم

«شــــرح درد فراق» بنویسم
جوش «ایام رفتـــــه» را بزنم

راهی وادی جنـــــون بشــوم
مثل مجنـــــون دم از وفا بزنم

یا بیفتم به جان کـــــوه و کمر
وســــط کــــوه سینما بزنم ...

***

آی بانوی از محبــــت مســــت !
گفته باشم ! مرام من این است

عشق یعنی همیشه مال منی
بچه بازی که نیست جا بزنی ...




[ یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 ] [ 12:15 ق.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (10) ]


تصــــویر شــــــاعرانه ی پایان ماجـــرا :
خــــط می زنم تمــام غزل های کهنه را
 
***
 
دیگر برای دلخوشی ات جان نمی دهم
پای دو مشت  خاطــره تاوان نمی دهم
 
هــرگز دوباره در غزلت گــم نمی شوم
بازیچـــه ی کـــنایه ی مردم نمی شوم
 
زخم تو را به باغچــــه ی سینه کاشتم
این هــم کنار آن همه دردی که داشتم
 
دیگـــــر «غزل» به پای تو پرپر نمی شود
در این سکوت گوش تو هم کر نمی شود
 
یاد تو را درون دلــــــم خاک می کـــــنم
از دفـــــترم خطـــوط تو را پاک می کنم
 
از شعر من برو ، برو هـــــر جا که خواستی
عشق تو مفت چنگ همان ها که خواستی
 
***
 
افسوس  این کویر به باران نمی رسد
این قصه بی جنازه به پایان نمی رسد
 
ماتم نگــــیر ... نقش جــــدیدی به من بده
دل دل نکن به هرچه دلت خواست تن بده
 
تصـــــویر یک عروســک بدبخت تر بکش
نخ های دست و پای مرا سخت تر بکش
 
حــالا که اخــــتیار دل افتاده دســـت تو
بشکن ، بسوز ، زجر بده ، ناز شست تو
 
اما به فکـــر خــــــرج  بریز و بپاش باش
در انتظار تک تک پس لــرزه هاش باش
 
***
 
وقتی پلنگ زخمی عاشق اسـیر شد
کفتار پست از همه جا رانده شیر شد
 
خاتون مرا به خاک نشاند  و به جای من
جــــرثومه ی پلـــید خیانت ، امــــیر شد
 
خاتون ! نخواستی که بدانی چرا؟ چطور؟
قداره بندِ  مست و رها ، گوشه گــیر شد
 
جنگل که از نگاه تو افـــتاد  ، برنخاست
خــود را به آفتاب ســــپرد و کــــویرشد
 
بی معرفت ! قلــــندر عــــیّار شــهرتان
معتاد چشمهات که شد سر به زیر شد
 
***
 
این قصه ها که چشم تو را خواب می کند
هـــــر واژه اش غـــــرور مرا آب می کـــند
 
یعنی مرا ندیده گــــــرفتی و رد شـــدی؟
بانو ! تو کی «ندیده گرفتن» بلد شــدی؟
 
***
 
دیگر شــــب و ترانه به دادم نمی رسند
اشــــــعار عاشقانه به دادم نمی رسند
 
این بغض چـــند ســاله امانم نمی دهد
تقـــــدیر روز خوب نشــــــانم نمی دهد
 
می شد دوای بغض گلوگیر من شـوی
یا بر تنــــم بپیچی و زنجــــیر من شوی
 
رفتی و روز و شب غزلم گریه می کند
حتی قـــــلم به حال دلم گریه می کند
 
گفتی که : «در خیال غزل ساختن نباش»
تنـــــها دلیل زندگی ام ! فکـــر من نباش
 
باور کن از تحمل این درد خســـــته ام
بانوی شعر و خاطره ! برگرد خسته ام
 
***
 
برگــــرد و باز شـــــور به پا کن ... نمی کنی
وقتش گذشته ؟ قصد قضا کن ... نمی کنی
 
مثل قـــــدیم دل نگـــــران شــــــو برای من
اســـــم مرا دوباره صــــدا کن ... نمی کنی
 
اصلا قــــبول  ... حرمت موی سفید هیچ ...
از روی خاطرات حــــــــیا کن ... نمی کنی
 
***
 
این بار هــــم به حرف دلت گوش کن برو
این نامه را ببند و فرامــــــوش کن ... برو
 
***
 
تصــــــویر شــــــاعرانه ی پایان ماجــرا :
خـــط می زنم تمام غزل های کهنه را ...


«نوید دانایی هوشیار»



 

[ یکشنبه 17 اسفند 1393 ] [ 11:55 ق.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (12) ]

تصـــــویر شــــاعرانه ی پایان ماجرا :

خط می زنم تمام غزل های کهنه را ...

[ یکشنبه 19 بهمن 1393 ] [ 06:29 ب.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (5) ]
آخــــر فـــال آمــدی چه کنی؟
بعد صــد سال آمدی چه کنی؟
من به امّــــید حــوّل الحــــالم
ناخوش احوال آمدی چه کنی؟
وعـــــده ی اوج آسمان دادی
بی پر و بال آمـــدی چه کنی؟
این زبان بسته را خودت ... ای وای
با من لال آمـــــدی چه کنی؟
بعد از این باختهای پی در پی
برگ تک خال! آمدی چه کنی؟
***
من که این روزه را نمی شکنم
ماه شــوال ! آمدی چه کنی ؟

[ یکشنبه 2 شهریور 1393 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ نوید دانایی هوشیار ] [ نظرات (18) ]

   1    2    3    4    5      ...    7    >>

.: Weblog Themes By SibTheme :.

لینک دوستان
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 40477